اقتصاددانان اولانچ: مسیرهای خلق و توزیع ارزش در بلاکچین نسل جدید
بحرانهای مالی جهان و محدودیتهای زیرساختهای سنتی مالی، بسیاری از متخصصان اقتصاد و فناوری را به سمت بلاکچین، و بهطور خاص اولانچ، سوق داده است. در دل این تحولات، اقتصاددانان بنیاد اولانچ، ماتئاس آنتونیو (CIO) و اریک لو (سرپرست اقتصاددانان بنیاد)، به بررسی بیوقفه چگونگی خلق، جذب و توزیع ارزش در بلاکچین و مسیرهای تحقق ارزش در بلاکچین پرداختهاند؛ شبکهای که شالوده اقتصاد غیرمتمرکز جدید را بنا میگذارد.
جرقهای از بحران و انگیزه برای نوآوری
تجربیات شخصی بنیانگذاران اقتصادی اولانچ، وجه مشترکشان یعنی عبور از مسیرهای سنتی و شکستهای پیشین را آشکار میکند. ماتئاس پس از سالها فعالیت در بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول و تلاش ناموفق برای راهاندازی صندوق رمزارزی، کشف زیباییشناسی مکانیزم اجماع احتمالاتی را علت اصلی پیوستنش به اولانچ میداند: کاربست ایدهای ریاضیاتی در هسته بنیاد اجماع یک شبکه بلاکچینی، که نهتنها کارایی را افزایش میدهد بلکه به خلق لایههای جدیدی از ارزش میانجامد؛ ارزشی که بدون حضور زنجیره، امکانپذیر نبود.
اریک لو نیز با تلفیق شناخت آکادمیک و تجربه عملی از بازارهای مالی و تحلیل دادههای بلاکچین، به دنبال آن بود که تاثیر عینی بر تحولات صنعت بگذارد؛ تحولاتی که اکنون در خط مقدم آن، تدوین مدلهای اقتصادی نوین برای اولانچ بر عهده اوست.
> چالش، خلق ابزارها و پروتکلهایی است که اعتماد و امنیت را حفظ، اما سرعت گردش دارایی را افزایش دهند.
تولد مدلهای نوین ارزش در بلاکچین: GCP و GCI
یکی از خلاهای اساسی این صنعت، فقدان چارچوب تحلیلی واقعی برای سنجش «ارزش خلقشده» در بستر بلاکچینهاست. اقتصاد سنتی از تولید ناخالص داخلی (GDP) و درآمد ناخالص ملی (GNI) بهعنوان سنجههای بنیادین بهره میگیرد. بنیاد اولانچ با الهام از این مدلها، دو متریک کلیدی را معرفی کرده است:
– **GCP**، معادل بلاکچینی GDP که مجموع ارزش اقتصادی تولیدشده توسط اپلیکیشنها و پروتکلها را میسنجد. – **GCI**، مشابه GNI، که نشانگر درآمد رسیده به اعضا، بهویژه اهالی اکوسیستم همان بلاکچین است.
این دو متریک امکان تحلیل منشاء واقعی درآمدها و ارزشافزوده را فراهم میکنند؛ ضمن آنکه تفکیک رشد واقعی از نوسانات قیمتی (پولی) را ممکن میسازند و به مدیران اکوسیستم اجازه میدهند درک عمیقی از فرصتها و تهدیدهای نهفته داشته باشند.
مکانیسمهای جذب و توزیع ارزش: فراتر از مالیات سنتی یا صرف کارمزدها، تاکید ویژهای بر سهم ارزش در بلاکچین وجود دارد تا اث
مساله جذب ارزش در بلاکچینها پیچیدهتر از اعمال مالیات یا کارمزد است. تنها بخشی از ارزش خلقشده از طریق کارمزد تراکنش مستقیماً به پروتکل برمیگردد و اکوسیستمها باید مکانیزمهای هوشمندانهای برای بازگرداندن سهم بیشتری از ارزش در بلاکچین به خود و دارندگان توکن خلق کنند. در اولانچ، این دغدغه به بررسی عمیقتر منابع ارزش افزوده، بهویژه درآمد حاصل از اپلیکیشنها و داراییهای دنیای واقعی توکنیشده (RWA) منتهی شده است.

اقتصاددانان بنیاد تاکید میکنند که نباید مکانیسمهای جذب ارزش به گونهای طراحی شود که انگیزه نوآوری یا رشد اکوسیستم را کاهش دهد؛ بلکه باید منافع پروتکل و توسعهدهندگان به شیوهای همافزا تنظیم شود. اریک لو این مدل را نزدیکتر به یک «تعاون (Co-op) غیرمتمرکز» میداند تا یک دولت مرکزی: همزیستی شرکتکنندگان با پروتکل برای حداکثرسازی منافع جمعی.
چالشهای اقتصادی اعتبارسنجها و درسهای اتریوم
یکی دیگر از پرسشهای کلیدی، مدل پرداخت پاداش به ولیدیتورهاست. در حال حاضر، بسیاری از بلاکچینها مانند اولانچ، صرفاً از طریق تورم توکن بومی این پاداش را تأمین میکنند. این راهکار، پایداری بلندمدت ندارد و بایستی جای خود را به مدلهایی بدهد که بر سهم واقعی از درآمد خلق شده (مثلاً کارمزدها یا درآمدهای دیگر) مبتنی است. نمونههایی چون بحث پیرامون EIP 8363 اتریوم – که به دنبال تعیین نسبت بهینه سهامگذاری و تعدیل خودکار سود ولیدیتورها بسته به عرضه و تقاضا بود – الهامبخش ولی همچنان همراه با ریسک بالاست.
ولیدیتورها، بهواسطه تامین امنیت یک کالای عمومی، بدون مکانیزم انگیزشی مناسب کمتر از سطح بهینه مشارکت میکنند. یافتن نقطه تعادل میان انگیزه کافی برای مشارکت و عدم ایجاد تورم بیرویه، به طراحیهای ابتکاری با نگاه کلنگر و حتی بهرهگیری از تئوری بازیها نیاز دارد.
سرعت گردش سرمایه و مساله سرمایه غیرفعال
در بلاکچینها، همانند نظامهای بانکی کلاسیک، داشتن موجودی عظیم بدون بهرهوری (TVL بالا ولی بدون گردش) راهگشای رشد نیست. ابزارهایی مانند مبادلات پایاپای زنجیرهای یا سازوکارهای جدید معاملاتی، میتوانند مشوق افزایش فعالیت سرمایه باشند. در این تحلیلها، دانش نهادهای تحلیلی بلاکچینی چون Token Terminal برای مشاهده روندها حیاتی است.
اقتصاد بلاکچین؛ تلفیق علم، هنر و تئوری بازیها
اقتصاد بلاکچین فقط منحصر به ریاضی و فرمول نیست؛ بازیگران انسانی، با انگیزهها و رفتارهای پیشبینیناپذیر، فضای تصمیمگیری را پیچیدهتر میکنند. ماتئاس و اریک با تکیه بر دانش نظری، تجربه مدیریت بحرانهای بزرگ و درک عمیق بازار دارایی، رویکردی جامع و منعطف اتخاذ کردهاند. این تلفیق، آنها را قادر ساخته است مدلهایی برای بهینهسازی خلق و توزیع ارزش طراحی کنند که قابلیت پیادهسازی و آزمایش در جهان واقعی را دارند.
دستورکار پژوهشی و افق آینده؛ آزمون موفقیت
کارزار فعلی اقتصاددانان اولانچ، یافتن راههایی برای پرداخت پاداش به ولیدیتورها فراتر از نرخ تورم و جذب پایدار ارزش از کل اکوسیستم است. موفقیت نهایی این دستورکار، به تحقق این اصول وابسته است: سهمبری بیشتر ولیدیتورها از درآمدهای واقعی، جذب منافع بلندمدت برای هولدرها و برخورداری کل اکوسیستم (تمام زنجیرههای متصل) از رشد همافزا.
انباشت داراییهای راکد و اشتباه گرفتن رشد ظاهری با تولید واقعی، خطری دائمی است که تنها از رهگذر مدلهای سنجش و تحلیل نوین (نظیر GCP/GCI) قابل مهار است؛ چارچوبهایی که امید میرود الگوی سایر لایه یکهای بلاکچینی قرار گیرد.
نتیجهگیری؛ انقلاب ارزش در زنجیرهها
بنیان اقتصاد غیرمتمرکز، نه بر شانههای صرف ریاضیدانان یا مهندسان، بلکه بر تلفیق هنر سیاستگذاری جمعی، تئوری بازیها و تحقیقات میدانی استوار است. اولانچ، با مدلهای تحلیلی پیشرو و کاربست تجربیات جهانی، قصد دارد الگویی نو برای خلق و توزیع ارزش ارائه دهد؛ الگویی که اگر موفقیتآمیز باشد، نقطه عطفی در تاریخ اقتصاد بلاکچین و داراییهای دیجیتال خواهد بود.


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.