بیتکوین در آستانه کف چرخه؟ سناریوی اکتبر، سقوط احتمالی و نشانههایی که بازار باید جدی بگیرد
بازار بیتکوین دوباره به همان نقطهای رسیده که احساسات سرمایهگذاران میان ترس، تردید و امیدهای زودگذر نوسان میکند. پس از جهشی که بسیاری آن را نشانه بازگشت روند صعودی میدانستند، قیمت بار دیگر با فشار فروش روبهرو شد و بخشی از رشد خود را از دست داد. پرسش اصلی اکنون این نیست که آیا بیتکوین میتواند یک رالی کوتاهمدت دیگر بسازد یا نه؛ پرسش مهمتر این است که کف واقعی چرخه کجاست و بازار چه زمانی از فاز فرسایشی فعلی عبور میکند.
چارچوب تحلیلی بن کوئن بر یک فرض مرکزی استوار است: اگر بیتکوین همچنان به الگوی چرخههای قبلی وفادار بماند، کف نهایی بازار احتمالاً در سهماهه چهارم ۲۰۲۶ و بهویژه حوالی اکتبر شکل میگیرد. اما این سناریو یک پیشبینی خشک و غیرقابل تغییر نیست. اگر بازار پیش از آن دچار یک سقوط شدید و همهجانبه شود، یا اگر شاخصهای آنچین به سطحی برسند که در گذشته معمولاً با کفهای چرخهای همراه بوده، زمانبندی میتواند جلو بیفتد و کف زودتر از اکتبر ساخته شود.
الگوی تکرارشونده چرخههای بیتکوین
در چرخههای گذشته، سقفهای اصلی بیتکوین معمولاً در انتهای سال پس از هاوینگ شکل گرفتهاند. نمونههای تاریخی این الگو در سهماهه چهارم ۲۰۱۳، سهماهه چهارم ۲۰۱۷، سهماهه چهارم ۲۰۲۱ و سپس سهماهه چهارم ۲۰۲۵ دیده میشود. از نگاه چرخهای، این تکرار اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان میدهد سقف بازار اغلب در دورهای ساخته شده که خوشبینی عمومی، جریان سرمایه و روایتهای صعودی به اوج خود میرسند، اما بازار از درون شروع به فرسایش کرده است.
بخش دوم این الگو به مدت زمان بازار خرسی مربوط میشود. در چرخه ۲۰۱۷، بازار از دسامبر ۲۰۱۷ تا دسامبر ۲۰۱۸ در فاز نزولی قرار داشت. در چرخه ۲۰۲۱ نیز مسیر نزولی از نوامبر ۲۰۲۱ آغاز شد و تا نوامبر ۲۰۲۲ ادامه یافت. اگر همین منطق به چرخه فعلی تعمیم داده شود، سقف اکتبر ۲۰۲۵ میتواند به کف احتمالی اکتبر ۲۰۲۶ منتهی شود. این همان چیزی است که سناریوی «اکتبر تا اکتبر» را به مرکز تحلیل تبدیل میکند.
البته بازارها هیچوقت با تقویم بهتنهایی حرکت نمیکنند. زمانبندی چرخهها فقط زمانی معنا دارد که با ساختار قیمت، شاخصهای درونزنجیرهای، شرایط نقدینگی و وضعیت بازارهای سنتی همخوان باشد. به همین دلیل، اکتبر در این تحلیل یک تاریخ جادویی نیست؛ بلکه نقطهای است که در آن، هم مدتزمان معمول بازار خرسی کامل میشود و هم احتمالاً فرسایش روانی و مالی سرمایهگذاران به مرحله بلوغ میرسد.
کف تابستانی، رالی موقت و سقوط نهایی
در بسیاری از چرخههای نزولی، بیتکوین ابتدا در تابستان یک کف موقت میسازد، سپس در ادامه تابستان یا اوایل پاییز یک رالی خلافروند شکل میگیرد و در نهایت بازار در سهماهه چهارم یک حرکت نزولی نهایی را تجربه میکند. این رالیهای خلافروند، بهویژه در بازار خرسی، بسیار فریبندهاند؛ زیرا میتوانند برای چند هفته یا حتی چند ماه ادامه پیدا کنند و معاملهگران را متقاعد کنند که روند صعودی برگشته است.
رالی اخیر بیتکوین تا حوالی میانگین متحرک ۲۰۰روزه دقیقاً در همین چارچوب قابل تفسیر است. بازگشت قیمت به محدودههایی که از نظر تکنیکال برای بسیاری از معاملهگران اهمیت دارند، باعث شد بخشی از بازار دوباره به سناریوی صعودی دل ببندد. اما رد شدن قیمت از محدوده مقاومتی و افت پس از آن نشان داد که بازار هنوز توان کافی برای تغییر روند اصلی را ندارد. در چنین وضعیتی، هر رشد کوتاهمدت تا زمانی که ساختار کلان بازار تغییر نکند، بیشتر شبیه رالی درون بازار خرسی است تا آغاز یک چرخه صعودی تازه.
این نکته برای سرمایهگذارانی که در هر جهش قیمت دچار ترس از جاماندن میشوند بسیار مهم است. در سال جاری، بیتکوین چند بار توانست رالیهایی بسازد که از نظر احساسی بسیار قدرتمند به نظر میرسیدند؛ از بازگشت به محدودههای بالاتر در ژانویه تا جهش دوباره در ماه مه. اما مسئله اصلی این است که اگر یک دارایی در بازار خرسی باشد، حتی رالیهای تند آن نیز الزاماً نشانه سلامت روند نیستند. گاهی این جهشها فقط فرصتی برای تخلیه هیجان، جذب نقدینگی و آمادهسازی بازار برای مرحله بعدی افت هستند.
نقش شاخصهای آنچین در تشخیص کف
بخش مهمی از تحلیل به دادههای آنچین مربوط میشود. شاخصهایی مانند MVRV Z-Score، درصد عرضه بیتکوین در سود و زیان، Puell Multiple، کارمزد تراکنشها، Terminal Price، نسبت ارزش بازار به Thermocap و نسبت Miner Cap به Thermocap در چرخههای گذشته برای شناسایی محدودههای افراطی بازار استفاده شدهاند. وقتی این شاخصها به سطوح پایین تاریخی نزدیک میشوند، معمولاً نشانه آن است که بازار به مرحله تسلیم نزدیک شده است.

یکی از دلایلی که در فوریه نمیشد با اطمینان گفت کف نهایی ساخته شده، این بود که درصد عرضه در سود و زیان هنوز به الگویی که در کفهای قبلی دیده شده بود نرسیده بود. در گذشته، کفهای اصلی معمولاً پس از آن شکل گرفتهاند که این دو شاخص از یکدیگر عبور کردهاند و بازار وارد مرحلهای شده که بخش بزرگی از دارندگان در وضعیت زیان یا فشار روانی سنگین قرار گرفتهاند. اکنون که این تقاطع رخ داده، احتمال شکلگیری کف در هر مقطع زمانی بیشتر شده، هرچند هنوز به معنای قطعی بودن پایان بازار خرسی نیست.
MVRV Z-Score نیز از شاخصهایی است که در کفهای قبلی معمولاً به زیر صفر رسیده یا به محدودههای بسیار پایین نزدیک شده است. وقتی ارزش بازار نسبت به ارزش تحققیافته آنقدر افت میکند که این شاخص وارد محدوده تاریخی کف میشود، یعنی بخش بزرگی از هیجان و اهرم بازار تخلیه شده است. با این حال، نزدیک شدن به این محدوده با رسیدن کامل به آن تفاوت دارد. بازار میتواند قبل از کف نهایی مدتها در نزدیکی این سطوح باقی بماند یا با یک سقوط شدید، بهسرعت به مرحله تسلیم کامل برسد.
سناریوی سقوط شدید؛ وقتی زمانبندی اکتبر بیمعنا میشود
سناریوی پایه، کف در سهماهه چهارم است؛ اما این تحلیل یک استثنای مهم دارد. اگر بیتکوین پیش از اکتبر با سقوطی بسیار شدید روبهرو شود و برای مثال به محدودههایی مانند ۴۰ هزار دلار نزدیک شود، یا اگر قیمت نسبت به باز شدن سالانه ۶۰ تا ۷۰ درصد پایینتر برود، دیگر دلیلی برای انتظار تا اکتبر باقی نمیماند. در چنین شرایطی، بازار از نظر قیمتی به مرحلهای از تسلیم رسیده که میتواند کف چرخه را زودتر بسازد.
این تفاوت میان «تسلیم زمانی» و «تسلیم قیمتی» است. اگر بازار بدون سقوط شدید تا اکتبر فرسایش پیدا کند، کف میتواند بر اساس زمان کامل شدن چرخه ساخته شود. اما اگر سقوطی سریع و عمیق رخ دهد، همان نقش را قیمت ایفا میکند. در حالت اول، معاملهگران و سرمایهگذاران بهتدریج خسته میشوند؛ در حالت دوم، بازار با یک شوک ناگهانی بخش بزرگی از فشار فروش و ترس را تخلیه میکند.
به همین دلیل، محدوده دقیق قیمت کف اهمیت کمتری از وضعیت چرخه دارد. کف میتواند در ۵۵ هزار دلار، ۴۲ هزار دلار، ۴۰ هزار دلار یا حتی پایینتر ساخته شود؛ اما سؤال اصلی این است که آیا بازار از نظر زمانی یا قیمتی به نقطه تسلیم رسیده یا نه. اگر پاسخ مثبت باشد، تحلیلگر چرخهای میتواند حتی در اوج ترس، دیدگاه خود را از نزولی به صعودی تغییر دهد.
مقایسه با بازار سهام و درس اکتبرهای تاریخی
برای درک بهتر این منطق، مقایسه با شاخص S&P 500 مفید است. بازار سهام آمریکا نیز بارها الگوهای چرخهای چندساله را تجربه کرده و در بسیاری از موارد، کفهای مهم آن در ماه اکتبر ساخته شدهاند. نمونههایی مانند اکتبر ۱۹۶۶، اکتبر ۱۹۷۴ و اکتبر ۲۰۲۲ نشان میدهند که اکتبر در تاریخ بازارهای مالی بارها بهعنوان ماه تسلیم و بازگشت عمل کرده است.
اما تاریخ همیشه یک مسیر واحد را تکرار نمیکند. در سال ۱۹۷۰، بازار سهام پس از یک افت بزرگ حدود ۳۷ درصدی، در اواخر مه یا اوایل ژوئن کف ساخت. این نمونه اهمیت همان استثنای قیمتی را نشان میدهد. وقتی سقوط به اندازه کافی بزرگ و سریع باشد، بازار لازم نیست تا اکتبر منتظر بماند. فشار فروش، ترس و تسلیم میتوانند زودتر به نقطه اشباع برسند و کف را جلو بیندازند.
برای بیتکوین، افتهایی که در بازار سهام بسیار شدید تلقی میشوند، گاهی بخشی عادی از نوسانات محسوب میشوند. اما همین مسئله نباید باعث شود سرمایهگذاران عمق سقوطهای احتمالی را دستکم بگیرند. در داراییای مانند بیتکوین، حرکتهای ۵۰ تا ۷۰ درصدی هنوز میتوانند در چارچوب چرخههای کلان معنا داشته باشند، بهویژه اگر بازار در حال عبور از مرحله پایانی یک روند نزولی بزرگ باشد.
چرا چرخه فعلی با ۲۰۱۹ مقایسه میشود؟
یکی از بخشهای کلیدی تحلیل، مقایسه چرخه ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ با بازار ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ است. دلیل این مقایسه فقط شباهت ظاهری نمودار نیست، بلکه مجموعهای از ویژگیهای رفتاری و کلان است. در هر دو دوره، بیتکوین بر پایه بیتفاوتی بازار به سقف رسید، نه بر پایه سرخوشی عمومی. در هر دو دوره، خبری از چرخش گسترده سرمایه به سمت آلتکوینها نبود. همچنین در هر دو دوره، رشد بیتکوین با افزایش دامیننس آن همراه شد؛ یعنی بیتکوین نسبت به بخشهای دیگر بازار کریپتو قدرت بیشتری نشان داد.
از سوی دیگر، در هر دو محیط، فدرال رزرو نرخ بهره را ۷۵ واحد پایه کاهش داده بود. شباهت دیگر به پایان سیاست انقباض کمی مربوط میشود. در سال ۲۰۱۹، بیتکوین در ژوئن به سقف رسید و انقباض کمی در اوت پایان یافت. در ۲۰۲۵ نیز بیتکوین در اکتبر سقف ساخت و انقباض کمی در دسامبر پایان گرفت. این همزمانیها باعث میشود تحلیلگران چرخهای، بازار فعلی را نه شبیه چرخههای سرخوشانه، بلکه شبیه دورهای ببینند که بازار در ظاهر قدرتمند است اما از درون آماده یک تخلیه بزرگتر میشود.
در بازار ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰، پایان مسیر نزولی با سقوط ناشی از بحران کرونا همراه شد. تحلیل فعلی به معنای پیشبینی یک بحران مشابه نیست. نکته اصلی این است که اگر نمودار و ساختار بازار شباهت زیادی به آن دوره داشته باشد، لازم نیست سرمایهگذار از قبل بداند روایت خبری سقوط چه خواهد بود. روایتها معمولاً بعداً پیدا میشوند؛ اما ساختار قیمت، ضعف بازار و کاهش نقدینگی اغلب زودتر هشدار میدهند.
روایتها بعداً میآیند؛ بازار زودتر هشدار میدهد
در بازارهای مالی، معمولاً پس از وقوع افت، برای آن دلیل خبری ساخته میشود. ممکن است در ادامه سال، موضوعاتی مانند قانون Clarity Act، فضای هوش مصنوعی، عرضههای اولیه شرکتهایی مانند Anthropic یا OpenAI، فشار بر سهام نیمههادیها یا نگرانیهای سیاسی و اقتصادی بهعنوان دلیل افت معرفی شوند. اما از نگاه چرخهای، روایت فقط لباسی است که بازار بر تن حرکت از پیش آمادهشده خود میپوشاند.
سناریوی محتمل این است که در نیمه دوم سال، سهام نیمههادیها اصلاحی جدی را تجربه کنند و این اصلاح به بازار سهام گستردهتر فشار وارد کند. در سالهای میاندورهای قبلی، مانند اواخر ۲۰۱۴، اواخر ۲۰۱۸ و اواخر ۲۰۲۲، بازار سهام آمریکا در نیمه دوم سال افتهایی حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد را تجربه کرد. در بسیاری از این موارد، ابتدا بازار سهام در ابتدای سال فشار فروش ایجاد کرد و بیتکوین را به سمت نخستین موج نزولی برد؛ سپس در نیمه دوم سال، افت دوم بازار سهام زمینهساز کف نهایی بیتکوین شد.
اگر چنین الگویی تکرار شود، بیتکوین ممکن است بار دیگر همراه با بازار سهام تحت فشار قرار گیرد. با این تفاوت که تا آن زمان، چرخه چهارساله بیتکوین به مرحله پایانی خود نزدیک شده و بازار کریپتو نسبت به بسیاری از کلاسهای دارایی دیگر عملکرد ضعیفتری داشته است. همین ضعف نسبی، پس از تکمیل بازار خرسی، میتواند زمینه بازگشت سرمایه به کریپتو را فراهم کند.
خطر فومو در رالیهای خلافروند
بازار خرسی فقط خریداران را تنبیه نمیکند؛ فروشندگان افراطی را هم گرفتار میکند. یکی از دشوارترین بخشهای نزولی بودن در بازار خرسی این است که رالیهای خلافروند میتوانند بسیار تند، طولانی و قانعکننده باشند. همین رالیها باعث میشوند بسیاری از معاملهگران نزولی بیش از حد زود موضع خود را از دست بدهند، یا خریداران تصور کنند بازار صعودی جدید آغاز شده است.
در چنین محیطی، هر رالی بزرگ با موجی از فومو همراه میشود. وقتی بیتکوین به محدودههای بالاتر بازمیگردد، بخش بزرگی از بازار فراموش میکند که روند اصلی هنوز تغییر نکرده است. بسیاری از سرمایهگذاران در ژانویه هنگام بازگشت قیمت به محدودههای بالا و دوباره در ماه مه هنگام جهش به حوالی ۸۲ هزار دلار همین خطا را تکرار کردند. اما اگر دارایی هنوز در بازار خرسی باشد، از دست دادن یک یا دو رالی خلافروند الزاماً فاجعه نیست، بهویژه وقتی در همان زمان، بازارهای دیگری در روند صعودی واقعی قرار داشته باشند.
این نگاه با یک اصل مهم همراه است: همیشه در جایی از بازار، یک روند صعودی وجود دارد. اگر بیتکوین در فاز نزولی باشد، تمرکز کامل بر هر جهش آن میتواند سرمایهگذار را از فرصتهای بهتر در داراییهای دیگر محروم کند. بازگشت واقعی بیتکوین احتمالاً زمانی معنا پیدا میکند که چرخه نزولی کامل شده، شاخصهای آنچین reset شده و بازار از نظر زمانی یا قیمتی به نقطه تسلیم رسیده باشد.
کف بیتکوین عدد نیست؛ وضعیت است
یکی از اشتباهات رایج در بازار این است که سرمایهگذاران کف را فقط بهعنوان یک عدد میبینند. در حالی که کف چرخهای بیشتر از آنکه یک قیمت مشخص باشد، یک وضعیت است. این وضعیت زمانی شکل میگیرد که قیمت به اندازه کافی افت کرده، زمان کافی گذشته، شاخصهای درونزنجیرهای به محدودههای تاریخی رسیده، هیجان بازار تخلیه شده و اغلب سرمایهگذاران دیگر تمایلی به خرید ندارند.
در چنین شرایطی، بازار معمولاً کمکم برای چرخه بعدی آماده میشود. این آمادهسازی لزوماً با یک جهش ناگهانی شروع نمیشود. گاهی قیمت هفتهها یا ماهها در محدودهای خستهکننده حرکت میکند، نقدینگی آرامآرام بازمیگردد، فشار فروش کاهش مییابد و روایتهای جدید شکل میگیرند. اما تفاوت اصلی این است که پس از کف واقعی، رالیها دیگر فقط واکنشهای خلافروند نیستند؛ بلکه بخشی از بازسازی روند بزرگتر میشوند.
برای همین، اکتبر در این تحلیل بیشتر نماد تکمیل فرآیند است تا صرفاً یک ماه در تقویم. اگر بازار تا آن زمان بدون سقوط بزرگ ادامه پیدا کند، فرسایش زمانی ممکن است نقش کفساز را بازی کند. اگر پیش از آن سقوط بزرگی رخ دهد، تسلیم قیمتی میتواند همین کار را زودتر انجام دهد. در هر دو حالت، معاملهگر باید به جای چسبیدن به یک عدد، مجموعهای از نشانهها را دنبال کند.
جمعبندی؛ صبر تا تکمیل چرخه یا واکنش به تسلیم شدید
سناریوی اصلی همچنان این است که بیتکوین در تابستان یک کف موقت بسازد، در ادامه یک رالی خلافروند داشته باشد و سپس در سهماهه چهارم، احتمالاً حوالی اکتبر، کف نهایی چرخه را تجربه کند. این سناریو با تاریخ چرخههای بیتکوین، رفتار بازارهای خرسی قبلی، الگوهای بازار سهام در سالهای میاندورهای و ساختار فعلی شاخصهای آنچین همخوان است.
اما بازار همیشه میتواند زودتر از تقویم حرکت کند. اگر بیتکوین پیش از اکتبر با یک سقوط عمیق مواجه شود و شاخصهای آنچین به محدودههای تاریخی کف برسند، انتظار بیشتر میتواند بیمعنا باشد. در آن صورت، بازار نه از مسیر زمان، بلکه از مسیر قیمت به نقطه تسلیم میرسد. این همان لحظهای است که نگاه نزولی میتواند جای خود را به نگاه صعودی بدهد.
پیام اصلی برای سرمایهگذاران روشن است: رالیهای موقت را با پایان بازار خرسی اشتباه نگیرید، اما نسبت به نشانههای واقعی تسلیم نیز کور نباشید. کف بیتکوین زمانی ساخته میشود که قیمت، زمان، دادههای آنچین و روانشناسی بازار همزمان به یک نقطه مشترک برسند. تا آن زمان، هر جهش میتواند فریبنده و هر سقوط میتواند بخشی از مسیر رسیدن به فرصت بعدی باشد.
تاریخ: جمعه ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ برابر با ۱۹ ژوئن ۲۰۲۶
منبع: 100XClub


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.