مطالب توسط حجت حاتمی

جان نش درگذشت!

  جان نش درگذشت! جان فوربز نش جونیور ریاضی‌دان نابغه و برجستهٔ آمریکایی و برنده جایزه نوبل اقتصاد بود که در سنین جوانی به بیماری روان‌گسیختگی (اسکیزوفرنی) از نوع پارانوئید مبتلا شد. ریاضیدان برجسته ای که فیلم معروف یک ذهن زیبا (به انگلیسی: A Beautiful Mind) نام فیلمی آمریکایی است که دربارهٔ زندگی جان نَش […]

سعادت، کجاست؟

داستانی کوتاه و خواندنی «سعادت کجاست؟» سمیناری دعوت شدم که در هنگام ورود، به هر یک از مدعوین بادکنکی می دادند! سخنران بعد خوشامدگویی از حاضرین که 50 نفری بودند تقاضا کرد با ماژیک اسم خود را روی بادکنک بنویسند و آن را در اتاقی که سمت راست سالن بود، بگذارند و خود در سمت […]

ببخشید، شما خدا هستید؟

داستان کوتاه و خواندنی «ببخشید شما خدا هستید؟» شب کریسمس بود و هوا سرد و برفی. پسرک، در حالی که پاهای برهنه اش را روی برف جابجا می کرد تا شاید سرمای برف های کف پیاده رو، کم تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می کرد. […]

الاغ باهوش

داستانی کوتاه و خواندنی الاغ باهوش روزی الاغ یک مزرعه دار داخل چاهی افتاد و شروع کرد به سر و صدا کردن، صاحب الاغ که نمی دانست چگونه الاغ را از چاه بیرون بکشد، بعد از مدتی فکر کردن با خود گفت: «چاه که آب ندارد و در نهایت باید پر شود، الاغ هم که […]

داستان مشکل ناسا

داستانی کوتاه و خواندنی مشکل ناسا هنگامی که ناسا برنامه ی فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز کرد، با مشکل کوچکی روبرو شد؛ آنها دریافتند که خودکارهای موجود در فضای بدون جاذبه کار نمی کنند، جوهر خودکار به سمت پایین جریان نمی یابد و روی سطح کاغذ نمی ریزد. برای حل این مشکل آنها شرکت […]

داستان دو فرشته

داستانی کوتاه و خواندنی دو فرشته دو فرشته، برای گذراندن شب، در خانه یک خانواده ثروتمند فرود آمدند. اين خانواده رفتار نامناسبي داشتند و دو فرشته را به مهمانخانه مجلل خود راه ندادند، بلكه زيرزمين سرد خانه را در اختيار آنها گذاشتند. فرشته پير در ديوار زير زمين شكافي ديد و آن را تعمير كرد. […]

آبدارچی مایکروسافت

داستانی کوتاه و خواندنی آبدارچی شرکت مایکروسافت مرد بیکاری برای سِمَتِ آبدارچی در مایکروسافت تقاضا داد. رئیس هیئت مدیره مصاحبه‌ش کرد و تمیز کردن زمین‌ش رو -به عنوان نمونه کار- دید و گفت: «شما استخدام شدید، آدرس ایمیل‌تان را بدهید تا فرم‌های مربوطه رابرای شما بفرستم تا پر کنید و همین‌طور تاریخی که باید کار […]

داستان میخ در حصار

داستان کوتاه و خواندنی میخ در حصار در خانواده ای کوچک، پسر بچه ای زندگی می کرد که خیلی عصبی بود. پدرش برای اینکه درسی به او دهد یک کیسه پر از میخ به او داد و از او خواست هر دفعه که عصبانی شد یک میخ به نرده بزند. روز اول، پسر 37 میخ […]

داستان بهلول و ابوحنیفه

داستان کوتاه و خواندنی بهلول و ابوحنیفه روزی بهلول از مجلس درس ابوحنیفه گذر می کرد. او را مشغول تدریس دید و شنید که ابوحنیفه می گوید: “حضرت صادق (ع) مطالبی می گوید که من آنها را نمی پسندم. اول آنکه شیطان در آتش جهنم معذب خواهد شد در صورتی که شیطان از آتش خلق […]