تحلیل بین بازاری چیست؟

در پاسخ به تحلیل بازاری چیست؟ باید گفت در عصر حال دیگر امکان فعالیت در بازار بدون در نظر گرفتن دیگر بازار ها وجود ندارد. در تحلیل بین بازاری باید به روابط بین بازار های گوناگون محصول، اوراق مشارکت، سهام و ارز دقت کرد و در این بین فاکتورهای کلان اقتصادی ازجمله تعرفه های سود، تورم و سیاست های بانک مرکزی و دولت هم قابل توجه و موثر هستند.

تحلیل بین بازاری می تواند دارای دو رشته گوناگون باشد. رشته اول موضوع تحلیل ارتباط بین پارامتر های داخل یک بازار ازجمله تاثیر دو جفت ارز روی یکدیگر است و موضوع دیگر رابطه میان بازارهای گوناگون ازجمله بازار سهام، بازار اوراق بهادار، بازار محصول و بازار تبادلات ارز و ارتباط پارامتر های آن ها با یکدیگر است.

در شاخه اول اطلاعات یک بازار بر اساس شرایط نزدیکی دو گروه از اطلاعات نسبت به یکدیگر می تواند به هم نزدیک باشد و در شاخه دوم جابجایی سرمایه میان دو بازار گوناگون می تواند عرضه و درخواست را تحت تاثیر قرار دهد.

در این نوع تحلیل باید بازارهای جانبی سهام، محصول، اوراق بهادار و ارز توسط تحلیل بنیادی، فنی یا انتظارات بررسی و پیش بینی شود تا بدین ترتیب گردش سرمایه میان بازارها به خوبی انجام شود و بنابراین از روی عرضه و درخواست فرایند و جهت حرکتی جامعه هدف مشخص شود.

اهداف تحلیل گران بین بازاری چیست؟

افراد تحلیل گر براساس اولویت دارای اهداف زیر هستند:

  • بازارها با یکدیگر رابطه دارند پس رابطه بازار ها بررسی شود.
  • ارزیابی و توجه به سایز بازارها، بررسی فاکتورها و اطلاعات بیرون از بازار است (احتمال سیستماتیک)
  • ارزیابی و توجه به سایز بازارها صرفا در رابطه با جریان پیش روی یک بازار قضاوت نمی کند اما اساسی برای جریان سرمایه محسوب می شود.

نقطه ورود و خروج به بازار سهام کجاست؟

با این حال این مسائل همه بیانگر یک چیز هستند و آن جهانی شدن است . در حقیقت معامله در یک بازار بدون در نظر گرفتن تحلیل بین بازاری و عدم توجه به بازار های دیگر مشابه رانندگی بدون نگاه کردن به اطراف و آیینه عقب است. بدیهی است خطرات ناشی از این اقدام می تواند بسیار شدید باشد.

معامله در یک بازار بدون در نظر گرفتن تحلیل بین بازاری و عدم توجه به بازار های دیگر مشابه رانندگی بدون نگاه کردن به اطراف و آیینه عقب است.

در این نوع تحلیل باید به روابط میان بازار های مختلف کالا ، اوراق مشارکت، سهام و ارز توجه نمود و در این میان پارامتر های کلان اقتصادی مانند نرخ های بهره، تورم و سیاست های بانک مرکزی و دولت نیز مهم و اثرگذار می باشند.

الف ) تحلیل بین بازاری در آمریکا
در کشور آمریکا شاخص CRB مهم ترین شاخص برای اندازه گیری جهت حرکت بازار های کالا به شمار می رود. این شاخص مشتمل بر 21 کالا است و کالاهایی نظیر نفت و طلا از موثرترین کالاهای این شاخص هستند.

در تحلیل بین بازاری در مورد قیمت نفت در بازار آمریکا داریم:

«اگر قیمت نفت کاهش یابد، تقاضای سفته بازی نفت نیز کاهش می یابد و شاخص CRB نیز کاهش خواهد یافت.»

با کاهش شاخص CRB، ارزش دلار افزایش می یابد. افزایش دلار باعث کاهش تورم خواهد گردید و کاهش تورم کاهش نرخ بهره را در پی خواهد داشت.

با کاهش نرخ بهره قیمت اوراق قرضه افزایش یافته و قیمت ها در بازار سهام نیز افزایش خواهند یافت. البته تأثیر کاهش نرخ بهره بر رونق بازار سهام با یک تأخیر 4 تا 6 ماهه خواهد بود.

در کشور آمریکا بازار اوراق قرضه و سهام معمولا هم جهت هستند و واگرایی بین اوراق قرضه و سهام هشداری برای تغییر جهت در بازار سهام است. (بازار اوراق قرضه بازار پیشرو نسبت به بازار سهام است.)

در مورد دلار با اینکه هر دو بازار بورس و اوراق قرضه ، تحت تأثیر دلار قرار دارند باید دقت کرد که تغییرات دلار از طریق اثر بر بازار های کالا به این دو بازار منتقل خواهد شد. تغییرات دلار ابتدا بر بازار کالا اثر می گذارد و بازار های کالا نیز بر اوراق قرضه و بازار های اوراق قرضه بازار سهام را تحت تأثیر قرار خواهند داد .

ب) تحلیل بین بازاری در ایران با تاکید بر اثر کاهش قیمت نفت
در مورد کشور ما نیز با کاهش قیمت نفت بسیاری از کالا ها با کاهش قیمت مواجه گردیدند و در مقابل کاهش تورم به وقوع پیوست. با توجه به این کاهش نرخ تورم، نرخ بهره نیز تنزل یافت. اما نکته اینجاست که نرخ بهره بخش واقعی اقتصاد نتوانسته است به زیر 20% کاهش یابد. بهره واقعی بازار نرخی است که در بازار کالا و در بخش واقعی اقتصاد کشور شکل می گیرد و در این نرخ خریدار و فروشنده حاضر هستند عرضه و تقاضای خود را تعدیل نمایند.

نرخ بهره در کشور ما توسط بانک مرکزی تعیین می شود. اتفاقی که افتاده است آن است که به دلیل کاهش نرخ تورم، نرخ بهره بخش واقعی اقتصاد کاهش یافته است اما همچنان بسیار بالاتر از عددی است که از سوی بانک مرکزی اعلام می شود و کاهش نرخ بهره به 20% با وجود بانکداری سایه در کشور، کمکی را به صنعت بانکداری و بازار سهام نخواهد کرد.

در حقیقت نرخ بهره بخش واقعی اقتصاد باید به حدود 20% برسد تا بازار سهام بتواند مطابق با اصول واقعی تحلیل های بین بازاری حرکت نماید.

ج) تحلیل بودجه دولت:
در فرمول ساده برای محاسبه بودجه دولت خواهیم داشت:

BS = T + ty + oil + B + E – G – TR

در این فرمول در آمد های دولت از طریق مالیات ، فروش نفت، خصوصی سازی و فروش سهام شرکت های دولتی و استقراض دولت بوده و مخارج دولت و پرداخت های انتقالی (مثل یارانه ها) نیز کاهش بودجه را در پی دارند.

در دولت قبل با کاهش فروش نفت به دلیل شرایط تحریم و با توجه به افزایش مخارج دولت در هر سال، کسری بودجه بیشتر از محل استقراض از بانک مرکزی تأمین گردید که با توجه به افزایش پایه پولی و نقدینگی و افزایش ناگهانی قیمت دلار، قیمت های کالا ها به طور ناگهانی افزایش یافته و با ثابت نگاه داشتن نرخ بهره، بازار سهام دارای رونق فراوان گردید.

بهره واقعی بازار نرخی است که در بازار کالا و در بخش واقعی اقتصاد کشور شکل می گیرد و در این نرخ خریدار و فروشنده حاضر هستند عرضه و تقاضای خود را تعدیل نمایند.

اما در دولت جدید خط کشی به نام عدم استقراض از بانک مرکزی برای دولت مشخص شده است که با توجه به کاهش قیمت نفت و کاهش مقدار فروش، در شرایط فعلی دولت تنها می تواند به در آمد های دیگر خود نظیر خصوصی سازی و عرضه سهام در بازار بورس، کاهش بودجه عمرانی (و یا عملا کاهش پرداخت) افزایش بهره مالکانه، افزایش مالیات بر ارزش افزوده و مالیات بر درآمد، افزایش نرخ خوراک پتروشیمی ها و . . . . تکیه نماید. مجموع تمامی این عوامل به همراه وضعیت رکودی کشور، وضعیت نابسامان صنایع را در پی خواهد داشت و با کاهش EPS شرکت ها، شرایط بورس نامطلوب خواهد گردید.

د) تحلیل سیاست های بانک مرکزی :
بانک مرکزی در دولت جدید ضمن اعلام استقلال خود، کاهش تورم و ثبات اقتصادی را سرلوحه کار خود قرار داده است. در شرایط ثبات اقتصادی و در تحلیل بین بازار ها هیچ بازاری نباید بتواند نقدینگی را به سوی خود جذب نماید و باید نوسانات بازار ها به حداقل برسد. پس بازار ارز، بازار مسکن، بازار کالا، بازار پول و در نهایت بازار سهام باید در شرایط ثبات باشند.

ه) چه عاملی بازار سهام را نجات خواهد داد؟
مساله مهم تک نرخی شدن ارز با قیمت های فعلی نرخ ارز آزاد است که اگر به وقوع بپیوندد، درآمد دولت به خوبی افزایش یافته و کسری بودجه کاهش خواهد یافت و دولت مجبور نخواهد بود جهت تامین کسری بودجه خود بر روی صنایع فعال در بورس فشار مضاعف وارد نماید. البته این موضوع باید بسیار حساب شده باشد تا اثرات تورمی بر اقتصاد نداشته باشد.

در مورد نقطه ورود و خروج بازار سهام در شرایط فعلی می توان علاوه بر تکنیک ها از شاخص های روانشناختی نیز استفاده نمود. این شاخص ها در کشور های دیگر بسیار پر کاربرد بوده و در کشور ما نیز می توانند مورد استفاده قرار گیرند، مانند درجه رونق بر اساس نظر خبرگان بازار، سطح نقدینگی صندوق های سرمایه گذاری، نسبت عرضه به تقاضا و حجم معاملات روزانه کل بازار.

منبع: بورسینس

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *