نحوه رسم و ساختار نمودارهای شمعی چگونه است؟
نمودارهای شمعی
برای رسم نمودارهای شمعی از همان داده هایی که در رسم نمودار میله ای استاندارد به کار می رود یعنی قیمت های آغازین، بالایی، پایینی و پایانی (OHLC) استفاده می شود. با وجود استفاده از داده های یکسان، نمودارهای شمعی ظاهری جذاب تری را نسبت به سایر روش های رسم نمودار به نمایش می گذارند. به نظر می رسد که اطلاعات از صفحه کاغذ یا مانیتور کامپیوتر تراوش می کند. تحلیل کردن و تفسیر کردن اطلاعات در این نمودارها بسیار ساده صورت می پذیرد. شکل زیر یک نمودار قیمتی در دو حالت میله ای و نمودار شمعی را نشان می دهد.

نمودار قیمتی در دو حالت میله ای و نمودار شمعی

نمایش نمودار شمعی (سمت راست) در مقابل نمودار میله ای (سمت چپ)
ساختار شمع ها
در شمع ها قیمت های آغازین، بالایی، پایینی و پایانی نمایش داده شده است. بدون قیمت های آغازین ترسیم چنین نمودارهایی غیر ممکن است. قیمت آغازین و پایانی در نمودارهای شمعی از اهمیت خاصی برخوردار می باشد؛ چنانچه قیمت پایانی در بالای قیمت آغازین قرار گیرد، تشکیل یک شمع توخالی (به صورت سفید و در برخی نرم افزارها به رنگ آبی نمایش داده می شود) به نام «شمع صعودی » را می دهد و بالعکس چنانچه قیمت پایانی در پایین قیمت آغازین قرار گیرد یک شمع توپر (که به صورت سیاه و در برخی نرم افزارها به رنگ قرمز نمایش داده می شود) به نام «شمع نزولی » را تشکیل می دهد.

شمع صعودی به رنگ سفید و شمع نزولی به رنگ مشکی نمایش داده شده است
به بخش توخالی یا تو پر هر شمع، «بدنه یا بادی اصلی» ، گفته می شود که در واقع محدوده بین قیمت های باز و بسته شدن (آغازین و پایانی) هر دوره زمانی را نمایش می دهد. خطوط باریک و بلند در پایین و بالای بدنه که دامنه های قیمت بالا پایین را نشان می دهند، «سایه ها» نام دارند که همچنین به دنباله ها و «فتیله ها» نیز معروف می باشند. قیمت بالا به وسیله بالاترین نقطه سایه بالایی و قیمت پایین به وسیله پایین ترین نقطه سایه پایینی نشان داده می شود .

نمایش پایین ترین و بالاترین قیمت به وسیله نقاط سایه بالا و پایین
در نوشته های ژاپنی، اسامی مختلفی برای این خطوط وجود دارد که نشان دهنده قیمت های بالایی و پایینی در طول روز می باشند و معمولا در تحلیل ها نیز از اهمیت زیادی برخوردار نیستند لیکن وضعیت شکل گیری بدنه شمع ها اشکال مختلفی را ایجاد می نماید که هر یک تفسیرهای مختلفی داشته و در تحلیل ها نیز بسیار اهمیت دارند.
به طور کلی ژاپنی ها بیشتر بر روی بدنه؛ فاصله نقطه آغازین و پایانی، شمع ها تاکید دارند در حالیکه در تحلیل تکنیکال غربی دامنه یک شمع، فاصله بین نقاط حداقل و حداکثر، از اهمیت بسزایی برخوردار است که در شکل زیر تفاوت بین بدنه و دامنه به تصویر کشیده شده است.

تفاوت بین دامنه و بدنه در نمودار شمعی
در تحلیل تکنیکال غربی زمانی که میله ای دارای دامنه بلندی باشد بدون توجه به نقاط آغازین و پایانی به عنوان یک میله طویل در نظر گرفته می شود لیکن ژاپنی ها زمانی شمعی را طویل محسوب می کنند که بدون توجه به دامنه، بدنه آن شمع بلند باشد. البته ژاپنی ها برای شمع هایی که دارای سایه های بلندی باشد اسامی ویژه ای دارند مانند همر، دوجی دراز پا.
با این ملاحظات ژاپنی ها نمودارهای شمعی مختلفی را بر اساس ارتباط بین قیمت های آغازین، بالایی، پایینی و پایانی تعریف کرده اند که درک این نمودارهای اولیه، سرآغاز تحلیل نمودارهای شمعی محسوب می شود. به طور کلی شمع های سفید، در جایی که قیمت پایانی بیشتر از قیمت آغازین است، فشار خرید (بازار صعودی را نشان می دهند و شمعهای سیاه، در جایی که قیمت پایانی از قیمت آغازین کمتر است، نشانگر فشار فروش بازار نزولی) می باشند که در مقاله چرا نقطه آغازین و پایانی بازار اهمیت دارد به تفصیل به آن ها می پردازیم.
منبع: کتاب مرجع کامل تحلیل تکنیکال در بازارهای سرمایه نوشته دکتر علی محمدی

دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.